بادها محکومند به رفتن و دل کندن

-

 

اين دريايِ مواجِ من

آرامِشَش ساحلِ توست

دلتنگيِ روزايِ من

همه نبودِ،حضورِ توست

مي نويسم از تهِ دل

براي تو سارايِ من

دوستَت دارم هميشگي

هرچند تو كردي تَركِ من

مي گذرد روزهاي من

با گريهِ اٌ اَندوهِ تو

آرام مي شَوَم كمي

هر دَم نويسم از عشقِ تو

هميشه فرهاد ...

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۵ساعت 9:5 توسط فرهاد & سارا گلي| |

 با وجودِ فاصله ها

در من فقط عشقِ تو بود

در راهِ رسيدنِ به تو

هيچكس خيالِ من نبود

در روزگارٍ بي كسي

تو بودي همه كَسَم

با اين همه دلدادگي

شٌد عاقِبَتْ اين بر سرم

بودنِ تو بهاري بود

در ميانِ پاييزِ من

پاييزِ من فرا رسيد

وقتي تو كردي تركِ من


"پاييزِ قبل يادَت بخير ... در من گذاشتي خاطرات"

"حال كهِ من ماندهِ اَمٌ ... در پاييزي بي بهار"

هميشه فرهاد ...

 

 

نوشته شده در چهارشنبه هفتم مهر ۱۳۹۵ساعت 9:20 توسط فرهاد & سارا گلي| |


Design By : Farhad