بادها محکومند به رفتن و دل کندن
-
فرهاد بودم، عاشق بودم مثلِ شقايق

دوسِت داشتم نازنينم نبودي عاشق
حالا كه من نِشَستَمٌ تنها ٌ گريان
تو ديگه نيستي تنها ٌ، خوشحالٌ خندان
تو بوديٌ هستي هنوز همه اميدم
دلِ منو شكستيوٌ چه بود گناهم!!
مي خواهمت اي نازنين هر دَم هميشه
نخواهي ديد عاشقتر از ، فرهاد هميشه
نويسنده : هميشه فرهاد نوشته شده در شنبه یازدهم دی ۱۳۹۵ساعت
14:31 توسط فرهاد & سارا گلي| |
| Design By : Farhad |
