بادها محکومند به رفتن و دل کندن

-

  ای دلم زهر جدایی را بخور ... چوب عمری بی وفایی را بخور

  ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت ... خنده دای برا خاطراتت کرد و رفت

من که گفتم این بهار افسردنی است ... من که گفتم این پرستو رفتنی است

                 آه عجب کاری بدستم داد دل ... هم شکست و هم شکستم داد دل . . .

 

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم فروردین ۱۳۸۹ساعت 23:53 توسط فرهاد & سارا گلي| |


Design By : Farhad